العلامة المجلسي
415
عين الحيات ( فارسى )
تشنيع و مذمّت نكنند ، و غرض محض بيان حق و رضاى الهى باشد ، و حقد و حسد و اغراض باطلهء ديگر باعث نباشد ، و در اينجا شيطان را راهها و حيلها بسيار است . هفتم : در بيان جرح راويان اخبار و احاديث است ، چنانچه علماى ما در كتابهاى رجال مذمّت بعضى از راويان نمودهاند براى حفظ سنّت و شريعت ، و تميز ميان صحيح و غير صحيح ، و معتبر و غير معتبر از احاديث ، و چون غرض دينى متعلّق است به اين امر لهذا جايز دانستهاند . هشتم : اگر شخصى به وصفى مشهور باشد كه آن صفت در او ظاهر باشد ، و براى تميز و معرفت او را به آن وصف ذكر كنند ، مثلا فلان اعرج يا اعمى يا اشل يا اعور ، و بعضى مطلقا تجويز كردهاند ذكر اين عيوب ظاهره را ، و بعضى گفتهاند در صورتى جايز است كه تميز آن شخص منحصر در ذكر آن وصف باشد ، و احتياط در آن است كه تا ممكن باشد به عبارتى نگويند كه اگر او بشنود آزرده شود ، و موجب نقص او باشد عرفا ، مثل اينكه بگويند فلان كوره ؛ زيرا كه به جاى اين عبارت ديگر مىتوان گفت كه مستلزم تحقير او نباشد ، و بر استثناء اين فرد مجملا بعضى از اخبار معتبره دلالت دارد . چنانچه به سند معتبر از حضرت صادق عليه السّلام منقول است كه : غيبت آن است كه در حقّ برادر خود چيزى بگوئى كه خدا بر او پوشيده است ، امّا امرى كه در او ظاهر باشد مانند حدّت و غضب و مبادرت در امور پس آن غيبت نيست ، و بهتان آن است كه چيزى بگوئى كه در او نيست « 1 » .
--> ( 1 ) اصول كافى 2 / 358 ح 7 .